تولد بیتا جون
دینا جونم چند شب پیش افطار خونه خاله ژیلا ( خاله بابایی ) دعوت بودیم.از اونجایی که فرداش تولد بیتا دختر خاله بابایی بود تصمیم گرفتیم یه کیک بخریم و سورپرایزش کنیم. کیک رو که تو ماشین دیدی باز مثل همیشه ذوق کردی.
میخواستیم بعد افطار بیاریم ولی تو تا رسیدی دست زدی و تبلد الابک خوندی ما هم خودمونو زدیم به بیخیالی.
خلاصه که بعد افطار کیک رو آوردیم تو که انگار تولد خودت بود کلاه بیتا رو گذاشتی رو سرتو شمع رو هم خودت فوت کردی جالبه که کیک رو هم خودت بریدی.خلاصه که حسابی بهت خوش گذشت.



اینم افطاری خونه آنا

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولد بیتا جون
